×
اطلاعات بیشتر باشه، مرسی برای ارائه بهترین تجربه کاربری به شما، ما از کوکی ها استفاده میکنیم

gegli

خیلی زود دیر می شود....

خیلی زود دیر میشود....

× برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی.... آغاز اصالت خوب همین است.... نخواهی چیزی باشی که نیستی.... (لودویگ ویتگنشتاین)
×

آدرس وبلاگ من

w.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/ali1130

لیست دوستان

تفاوت عشق و ازدواج

یک روز پدربزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی که بسیار گرون قیمت بود و با ارزش. وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه، مال خود خودته و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده. من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم. 
چند روز بعدش به من گفت: ?کتابت رو خوندی؟?
گفتم: ?نه،? وقتی ازم پرسید چرا، گفتم: ?گذاشتم سر فرصت بخونمش،? لبخندی زد و رفت. همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز. من داشتم نگاهی بهش مینداختم که گفت این مال من نیست امانته باید ببرمش. به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه هاش رو ورق زدن و سعی میکردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم. در آخرین لحظه که پدر بزرگ میخواست از خونه بره بیرون تقریبا به زور اون روزنامه رو کشید از دستم بیرون و رفت.
فقط چند روز طول کشید که اومد پیشم و گفت ازدواج و عشق مثل اون کتاب و روزنامه می مونه. ازدواج اطمینان برات درست می کنه که این زن یا مرد مال تو هستش، مال خود خودت، اون موقع هست که فکر می کنی همیشه وقت داری بهش محبت کنی، همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیاری، همیشه می تونی شام دعوتش کنی، اگر الان یادت رفت یک شاخه گل به عنوان هدیه بهش بدی، حتما در فرصت بعدی این کارو می کنی حتی اگر هر چقدر اون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی. اما وقتی که این باور در تو نیست که این آدم مال توئه و هر لحظه فکر می کنی که خوب این که تعهدی نداره و می تونه به راحتی دل بکنه و بره، مثل یه شیء با ارزش ازش نگهداری می کنی و همیشه ولع داری که تا جایی که ممکنه ازش لذت ببری، شاید فردا دیگه مال تو نباشه، درست مثل اون روزنامه حتی اگر هم هیچ ارزش و قیمتی نداشته باشه و این تفاوت عشق است با ازدواج.


پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 8:31:34 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

http://kalej.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 1 مرداد 1394   6:22:05 PM

Likes 1

 آدم ها هم مثل درخت ها بودند.

یک برف سنگین همیشه بر شانه های آدم وجود داشت

و سنگینی اش تا بهار دیگر حس می شد...

http://kalej.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 1 مرداد 1394   6:20:58 PM

Likes 1

 کسی که توانایی دیدن زیبایی را در خود حفظ کند

هیچگاه پیر نمی شود...

http://kalej.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 1 مرداد 1394   6:18:53 PM

Likes 1

 خوب ترین آدم ها بیشتر به دست خودشان می میرند

فقط برای این که از بقیه فرار کنند

و آن ها که باقی می مانند

هیچ وقت درست درک نمی کنند

که چرا کسی

باید از دست آنها فرار کند ...

http://kalej.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 1 مرداد 1394   6:07:05 PM

Likes 1

 

لذت داشتن یه دوستِ خوب توی یه دنیای بد
مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه
درسته كه هوا رو گرم نمیكنه ولی آدمُ دلگرم میكنه
دوست خوب دنیاتُ خوب میکنه ...

آخرین مطالب


فقر و تنگ دستی....


لحظه دیدار


شیطان خود را بازنشسته کرد


دو ریالی صلواتی


همانی هستی که همه می‌گویند؟


حکایت.....


تفاوت عشق و ازدواج


درس آرتور اش


طوطی و حضرت سلیمان


زن نق نقو


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

67495 بازدید

19 بازدید امروز

26 بازدید دیروز

163 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2023 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Mohammad Hajarian

Powered by Gohardasht.com | MainSystem